تبلیغات
ketabmamnue - روابط سیاسی تهران و لندن قبل از پیروزی انقلاب

انگلیسی‌ها در سالهای قبل از سقوط شاه و به ویژه یك سال پیش از پیروزی انقلاب بالاترین میزان مناسبات و روابط سیاسی را با تهران و با هدف حفظ حكومت شاه و دلگرم ساختن این رژیم برقرار ساخته بودند. طی 6 ماه اول 1357ش. وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترك ارتش انگلیس، هارولد ویلسون ـ نخست‌وزیر سابق ـ ، 10 عضو پارلمان انگلیس، ادوارد هیث نخست‌وزیر اسبق، مارگارت تاچر ـ رهبر حزب كارگرـ و جیمز كالاهان نخست‌وزیر وقت، مهمترین شخصیتهای انگلیسی بودند كه با هدف ابراز حمایت سیاسی از شاه به تهران آمدند.

در اول آبان 1357 تلویزیون بی. بی. سی مصاحبه‌ای با «دیوید اوئن» ـ وزیر خارجه انگلستان ـ درباره ایران ترتیب داد. در این برنامه از «دیوید اوئن» سئوال شد كه چگونه دولت انگلیس می‌تواند حمایت خود از شاه را توجیه كند، در حالی كه خود را با حقوق بشر كارتر همراه می‌داند؟

«دیوید اوئن» پاسخ داد: «به همان دلائلی كه فكر می‌كنم پرزیدنت كارتر ارسال پیام پشتیبانی خود را از شاه توجیه نمود. ما همواره دوستان صریح‌اللهجه‌ای بوده‌‌ایم و بعضی از مسایل حقوق بشر را در ایران مورد انتقاد قرار داده‌ایم. من تصور می‌كنم كه باید علناً و به طور منصفانه گفته شود كه در ایران اقداماتی در جهت آزاد سازی فضای سیاسی انجام گرفته و من معتقدم كه استقرار رژیم ایران به نفع منطقه است. به ویژه در حال حاضر به علت تغییر حكومت در افغانستان، تشنج در تركیه و نگرانی پاكستان از اوضاع افغانستان و این كه نمی‌داند روابط خود را با شوروی تحكیم كند یا خیر، مسأله حضور شاه در ایران اهمیت زیادی دارد.»

وزیر خارجه انگلیس افزود: «ما باید از شاه حمایت كنیم تا بتواند برنامه‌های آزاد سازی اوضاع سیاسی كشور و مدرنیزه كردن آن را ادامه دهد.»

«دیوید اوئن» در پاسخ به این سؤال كه انگلستان چگونه حاضر است تحمل كند كه دولت ایران از تانك های چیفتن انگلیسی برای سركوب تظاهرات مردم استفاده كند، گفت «اگر ما وقتی دولت ایران مورد حمله قرار می‌گیرد خودر ا كنار بكشیم و بی‌تفاوت بمانیم، چگونه می‌توانیم از شاه ایران انتظار داشته باشیم كه به خاطر منافع جهان غرب بهای نفت خود را افزایش ندهد؟» (5)

«آنتونی پارسونز» در ملاقات 31 شهریور 1357 خود با شاه و در شرایطی كه كمتر از 5 ماه به پایان حیات حكومت پهلوی مانده بود به او اطمینان داد كه دولت‌های انگلستان و امریكا كاملاً حامی و پشتیبان مواضع، سیاستها و اركان رژیم وی هستند. پارسونز می‌گوید: «در این دیدار پیام جیمزكالاهان نخست‌وزیر انگلیس را در حمایت از شاه به او تسلیم كردم و اطمینان دادم كه می‌تواند روی این قول حساب كند كه انگلستان نه از انجام تعهدات خود طفره خواهد رفت و نه درصدد بیمه كردن منافع آینده خود با مخالفان برخواهد آمد.»(6)

«پارسونز» پیرامون این دیدار می‌گوید:

«... شاه می‌خواست مجدداً از پشتیبانی انگلیس اطمینان حاصل كند و من این اطمینان را به او دادم. من تأكید كردم كه بین ما و امریكائیها در تهران و همچنین بین لندن و واشنگتن در سطوح بالاتر تماس و همكاری نزدیك درباره مسائل مربوط به ایران برقرار است و او می‌تواند اطمینان داشته باشد كه وحدت نظر درباره ایران بین ما كاملاً وجود دارد. من اضافه كردم كه حتی تردید دارم دولت شوروی هم از فعالیتهای ضد رژیم ایران به طور جدی حمایت نماید.» و یا در جای دیگری از كتاب خاطرات پارسونز می‌خوانیم:

«من و سولیوان سفیر آمریكا در ملاقاتی كه در اواسط اكتبر (اواخر مهر ماه 57) با ژنرال اویسی فرماندار نظامی تهران داشتیم هرگونه شایعات در مورد اینكه امریكا و انگلیس به اتفاق یكدیگر قصد دارند در ایران مبادرت به یك كودتا علیه رژیم شاه كنند تكذیب كردیم. ما همچنین تأكید كردیم كه شایعات مربوط به كاهش پشتیبانی انگلیس و آمریكا از شاه حقیقت ندارد.»

ملكه انگلیس هم در دهم آبان 1357 در مراسم افتتاح پارلمان آن كشور ضمن سخنانی گفت «بریتانیا عمیقاً آرزومند بقای رژیم سلطنتی ایران است.» (7)
مهمترین بخش دیدگاه «پارسونز» اعتراف صریح وی به شكست سیاست خارجی انگلستان در برابر انقلاب اسلامی است. وی در این اعترافف با بیانی روشن به معنویت، ایمان و وحدت مردم ایران در انقلاب و همچنین به ناتوانی لندن در درك این حقایق اشاره می‌كند. آنجا كه می‌نویسد:

«آنچه ما را دچار اشتباه كرد و مانع از پیش‌بینی صحیح سیر حوادث بعدی ایران شد، عدم توجه به این مسئله بود كه یك حادثه می‌تواند نیروهای پراكنده مخالف و گروههای ناراضی را كه تشكلی ندارند برای وصول به هدف شتركی دور هم جمع كند و از این جویبارها سیلی به وجود آید كه سرانجام بنیان رژیم شاه را از زمین بركند. حتی اگر پیش‌بینی بهم پیوستن نیروهای مخالف برای ما امكان پذیر بود یك مشت مردم بی‌اسلحه را در برابر نیروی مجهز و قوی ارتش،‌كه تصور می‌شد متحد و نسبت به رژیم پهلوی وفادار هستند ناتوان می‌دیدیم و از معنویت و ایمان آنان آگاهی نداشتیم. بنابراین من معتقدم كه ناتوانی ما در پیش‌بینی آنچه روی داد از نداشتن اطلاعات كافی ناشی نمی‌شود، بلكه نتیجه عدم توانائی ما در تجزیه و تحلیل و تفسیر صحیح اطلاعاتی است كه در دست داشتیم.» (8)

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :