تبلیغات
ketabmamnue - دوران پدرشاهی در یونان

در دورانی بعد از دوران مادرسالاری پدرشاه‎ها شكل می‎گیرند. به این صورت كه مرد حیوان اهلی نشده توسط زن را به كار انداخت و سرپرستی و كشاورزی را به دست گرفت در اینجا مدد از او خواست كه وفادار باشد تا كودكانی به دنیا آورد و فرزندان مرد باشند. حق پدری شناخت شد انتقال ارث تا آن زمان از طریق زن صورت می‎گرفت.

پدرشاهی خدایان كه تا آن موقع زنان بودند به شكل مردان ریش دار درآمدند.

مردان می‎دانستند جهان نمودی است از تمامیت و كامل جنسی زن و هرگاه این كمال جسمی با روان زنانة پنددمند در جامه بیامیزد سعادت و شادمانی جامعه بر مبنای نزدیكی به طبیعت قابل وصول می‎شود.

عصر پهلوانی یونان به یاری زنان شكوهمند شد و در دوران پادشاهان مستبد از بركت وجود آنان درخشندگی شاعرانه و غنایی یافت، ولی از آن پس، تقریباً یك شبه، زنان شوهردار از صحنة تاریخ یونان بركنار می‎شوند، گویی فقط برای بطلان رابطه‎ای كه بین مقام زن و سطح تمدن فرض شده است. در تاریخ هرودوت زنان، از اشعار سمونیدس آورگوسی تا آثار لوكیانوس، همه جا پی در پی از خطاها و زشتكاریهای زنان سخن می‎رود؛ در پایان این دوره، حتی پلوتارك مهربان گفتار توسیدید را تكرار می‎كند: «نام یك زن پاكدامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.»

زنان دوریابی این گونه از جتماعی جدا نیستند. این خاصیت شاید از خاور نزدیك به یونیا راه یافته، و از آنجا به آتیك آمده باشد، زیرا این خود یكی از سنن آسیایی است. فسخ رسم ارث بردن از طریق مادری، ارتقای طبقات متوسط، و غلبة نظر سوداگرانه به زندگی شاید در پیدایش این تحول دخالت داشته‎اند: مردان براساس و معیار نفع و زیان به سنجش زنان می‎پردازند و آنان را در خانه بویژه مفید می‎بینند. روح شرقی زناشویی یونانی با این پرده نشینی آتیكی سازگار است. عروس از خویشان خود می‎گسلد و تقریباً چون خدمتكار به خانه دیگری می‎رود و خدایان دیگری را عبادت می‎كند. زن یونانی حق عقد قرارداد ندارد، نمی‎تواند بیش از مبلغ ناچیزی وام بستاند، و اقامة دعوی در محكمه برایش ممكن نیست. در قوانین سولون، اعمالی كه تحت تأثیر زنان صورت گرفته باشد اعتبار قانونی ندارد. زنان، پس از مرگ شوهر، از ارث او سهمی نمی‎برند. حتق نقص جسمی و طبیعی زنان نیز یكی از عللی است كه آنان را قانوناً مطیع و منقاد مردان می‎سازند، زیرا همچنانكه جهل مردم بدوی در بارة سهمی كه مردان در تولید نسل دارند موجب ارتقای مقام زن شده بود، عقیدة جاری در یونان عصر طلایی نیز. مبنی بر اینكه نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری وی وظیفه‎ای ندارد، شأن مرد را بالا برده است. دیگر از عللی كه زن را زیردست ساخته آن است كه سن شوهر همیشه بیش از سن زن است. سن مرد در وقت ازدواج معمولاً دو برابر سن زن است، از این رو، تا حدودی می‎تواند افكار او را با عقادی خویش سازگار سازد. بی شك، مردان آنتی از آزادیهایی كه در امور جنسی دارند چنان آگاهند كه هرگز زنان و دختران خود را آزاد نمی‎گذارند، و با گوشه نشین ساختن آنان آزادی خود را تأمین می‎كنند. زنان فقط در صورتی می‎توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشنهای مذهبی و تماشاخانه‎ها حضور یابند كه كاملاً در حجاب و تحت مراقبت باشند. در مواقع دیگر باید در خانه بمانند و نگذارند كسی از درون پنجره به آنان نظر اندازد. بیشتر عمر آنان در حرمسرایی كه در عقب خانه است می‎گذرد. هیچ مردی حق ورود به آنجا را ندارد. زنان باید، وقتی كه شوهرانشان مهمان دارند،‌ از ظاهرشدن خودداری كنند.

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :