تبلیغات
ketabmamnue - زن یونان

هنگامی كه جامعه كمال می‎یابد و به مفهوم خدایی متشخص و انساوار می‎رسد، كرتی این خدا را به هیئت مادری تصور می‎كند كه پستانهایی پرمایه و تهیگاههایی برجسته دارد، و خزندگان از درون سر او زاده می‎شوند و گرادگرد بازوان و روی سینه‎اش می‎خزند و در گیسوانش چنبره می‎زنند. این خدا نمایشگر واقعیت بنیادی طبیعت است، و می‎رساند كه قدرت مرموز زن تولید مثل بر بزرگترین دشمن انسان مرگ غالب می‎آید. در نظر انسان كرتی، این مادر لاهوتی، یا مادر خدا، نمایندة سراسر حیات است حیات نباتی و حیوانی و انسانی. چون گیاهان و جانوران را هم مانند انسان از آیات و فیضانات او می‎شمارد، صورت او را با صور گیاهان و جانوران قرین می‎كند. در برخی از تصاویر كرت، این مادر، خدا، كودك الاهی خود و لخانوس را، كه در غاری كوهستانی زاده است. در آغوش دارد. چون در مادر و كودك الاهی تامل ورزیم، درمی‎یابیم كه این دو از كرتیان به اقوام دیگر رسیده و در میان اقوام متفاوت نامهای متفاوت به خود گرفته‎اند.

 

در ابتدای شكل‎گیری یونان كار زن ابتدا این بود كه وقتی مرد به شكار می‎رفت با چنگال خود زمین پیرامون خود را بكاود تا مگر چیزی قابل خوردن به چنگ آرد. در اجتماعات ابتدایی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی به دست زنان اتفاق افتاده است در آن هنگام كه مردان به طریقه‎های كهن خود به شكار اشتغال داشتند زن در اطراف خیمه زراعت را ترقی می‎داد در نتیجه كشاورزی بوسیلة‌زنان ابداع شد و خدایانی كه هم زن بودند در شكل خدایان كشاورزی و رویش بوجود آمدند مهمترین خدای كشاورزی دمتر خدای مؤنث بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-2دمتر از كنیدوس حدود 340-330 ق . م مرمر، بلندی 152 سانتی متر

 

 

 

 


این مجسمه از غم‎‏انگیزترین مجسمه‎هایی است كه زنان باستان به ما ارث رسیده است این پیكره الهه محصول و حاصلخیزی را نشان می‎دهد كه بر هتك ناموس پرسفونه ناله می‎سراید. احساسات دردناك را با همان سبك متعادل یونان باستان بیان می‎كند و مهربانی مادری و تسلیم خاموش، همة در چشم و حمیرة او پیداست این مجسمه از شاهكارهای زندة مجسمة سازی قرن 4 یونان میغباشد. اسلوب جامعه‎پردازی در این پیكره تودرة هیبت انگیز خاص خود را بوجود آورده است گرچه پارچه آن بافتی ظریف‎تر دارد خمیدگی S مانند تاخورده‎گیهای پارچه از یك سو به سوی دیگر سینه در برابر شكل بدن حركتی نیكواثر بوجود آورده است دیدگان گودنشتاس با چنان حالتی از تعمق رومی به دور خیره شده است. همانطور كه گفته شد خدای عمدة آنان از این نظر كه بر حاصلخیزی اهمیت می‎دادند و از آنجایی كه زمین را مادر می‎دانستند (به علت مشابه در باروری) رب النوع زمین را به النوع مادر بود، این ربة النوع را در تصاویر نشسته یا ایستاده، عریان یا با لباس در حالی كه دور دست را بر سینه گذاشته بود نشان می‎داند و بعدها خدای دیگری (یك مرد) كه از حیث مقام پست‎تر از او بود و گاه پسر و زمانی شوهر از خوانده‎ می‎شد با او تصویر می‎كردند.

یونانیان چنانكه از تصویرهای ایشان برمی‎آید، به تر دودم، كه از علایم دینی برجستة آنان است، شباهت غریب دارند؛ تنة مردان و زنان، بی تفاوت، به كمری باریك، كه از مد عصر ما نیز افراطیتر است، ختم می‎شود. همه كوته بالایند. حركاتشان پر لطف می‎نماید. پیكرهایشان لاغر و نرم و، چون بدنهای ورزشكاران، از تناسب برخودار است. پوست آنان به هنگام زادن سفید است. زنان، كه مظهر سایه می‎باشند. طبق رسوم، سیماهایی باز و پریده رنگ دارند. اما مردان، كه در زیر آفتاد در پی روزی می‎كوشند، چنان سوخته و سرخ گونند كه یونیان آنان (همچنین مردم فنیقیه) را، فونییكس، یعنی «مردم ارغوانی» یا «سرخ پوستان» می‎نامند. طول سر انسان كرتی از عرض آن بیشتر است، و اجزای چهرة او مشخص و ظریفتند. به سان ایتالیاییهای كنونی، سیه مو و دارای چشمان سیاه درخشان هستند. كرتیان، بی تردید، شاخه‎ای از نژاد مدیترانه‎ای هستند. مردان، و نیز زنان، بخشی از موی خود را چنبروار در بالای سر یا گردن گرد می‎آورند؛ بخشی را به شكل طره، روی پیشانی می‎افشانند، و بخشی را می‎بافند و روی شانه‎ها یا سینه می‎ریزند. زنان كلاله‎های گیسو را با روبان می‎آرایند و مردان، برای آنكه چهره را پاك نگاهدارند. تیغهای متنوع به كار می‎برند و حتی در گور هم تیغ را در خود جدا نمی‎كنند.

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :