تبلیغات
ketabmamnue - پارتنون – پیكره سازی

زینت كاری پارتنون بی تردید بلندپروازترین برنامة پیكرتراشی بود كه یونانیان باستان تا آن زمان بر عهده گرفته بودند.

نقوش4گوشه تنبیه‎ها مربع كامل نبود بلكه طرح آنها چنان بود كه از پایین مربع كامل به نظر آیند. انحنایی كه به خطوط افقی می‎دادند، شیوة هوشیارانه‎ای بود كه خطای باصره را اصلاح می‎كرد؛ اگر چنان نمی‎كردند، خطوط پایة ستونها، در میان، فرو رفته به نظر می‎رسید؛ و ستونها از پایین به بالا بتدریج نازك، و ستونهای گوشه‎ها باریكتر از دیگران و متمایل به بیرون دیده می‎شد. اما این گونه دقت، بدون شك، مستلزم آگاهی فراوان بر ریاضیات و علم مناظر بود؛ این معبد تنها یكی از مظاهر كمال معماری یونان را، كه در آن علم و هنر دست به هم داده بودند، تشكیل می‎داد. در بنای پارتنون، چنانكه در علم فیزیك معلوم است، هر خط مستقیم دارای انحنایی بود؛ و هر جزء آن به صورت تركیبی دقیق، چنانكه در نقاشی مشهود است، به سوی مركز گرایش داشت؛ در نتیجه، نرمی و زیبایی خاصی در آن پدید آمده بود كه گویی به سنگها حیات و آزادی می‎بخشید.

تزیینات افریز، كه بر بالای قسمت سادة كتبیه قرار داشت، از یك ردیف شیارهای عمودی سه گوش تشكیل یافته، و در میان آن، با فاصله‎های معینی، نقوش چهارگوش جای گرفته بودند. این نود و دو نقش چهارگوش دارای تصاویری بر جسته بودند كه بار دیگر جدال میان «تمدن» و «توحش» را نمایش می‎دادند: از پیكار یونانیان با مردمان تروا و آمازونها[1] سخن می‎گفت، و جنگ میان لاپیتها و قنطورسها،[2] و نزاع خدایان و غولان را بیان می‎داشت. این الواح، بدون شك، اثر دستهای گوناگون هستند، و استادانی چند، با ورزیدگیهای ناهمسان، به تراشیدن آنها پرداخته‎اند. این حجاریها، از لحاظ زیبایی و كمال، به پایة افریز محراب نمی‎رسند؛ لكن، سر برخی از قنطورسهاگویی اثر قلم رامبراند است بر سنگ. بر نماهای مثلثی شكل خارجی، پیكره‎هایی به قامت قهرمانان حجاری شده بود؛ و بر نمای شرقی، بالای مدخل، تماشاگران ولادت آتنه از سر زئوس را می‎توانستند دید.

به نظر می‎رسید، یكی پیكرة هبه، الاهة جوانی بود كه جام جدایان او لمپ را از بادة آسمانی پر می‎ساخت، و دیگری نقش پر وقار الاهگان سرنوشت. در گوشة سمت چپ، سر چهار اسب دیده می‎شد كه با چشمان درخشنده، منخرین باز، و دهانهای كف كرده‎ای كه حكایت از سرعتشان می‎كرد، طلوع خورشید را اعلام می‎داشتند، و بر گوشة سمت راست، ماه گردونة خود را به سوی مغرب خویش می‎راند این هشت اسب زیباترین ابان تاریخ حجاری می‎باشند. در نمای غربی، پوسیدون، بر سر حكمرانی آتیك، با آتنه به مجادله برخاسته بود در اینجا باز تصاویر چند اسب دیده می‎شد؛ گویی این اسبان می‎خواستند كه سخافت كارهای آدمیان را جبران كنند. نقوش كسانی كه تكیه داده و آرمیده‎اند، با فخامتی غیر واقعپردازانه، از جویباری‎های آرام آتن حكایت می‎كرد. بدنهای مردان را بیش از اندازه عضلانی، و پیكر زنان را زیاده از حد بزرگ ساخته باشند، لكن، در تاریخ حجاری جهان، بندرت دیده شده است كه چندین پیكرة گوناگون تا این حد طبیعی و ماهرانه در سطح باریك یك نمای مثلث گرد آیند. كانسووا از این نقوش توصیفی مبالغه آمیز كرده است: «همة پیكره‎های دیگر از سنگند، اما اینها از گوشت و خون پدید آمده‎اند.

زنان و مردانی كه بر افریز نقش شده‎اند، از این پیكره‎ها زیباترند. این افریز، كه مشهورترین نقوش برجستة جهان را دربرداشت، به طول 160متر، در رواق و بر بالای دیوار خارجی محراب كشیده شده بود. به گمان ما، در این نقشها، دختران و پسران آتیكی‌، به مناسبت جشن مسابقات سراسری آتن، آتنه را ستایش می‎كنند و هدایایی به پیشگاهش تقدیم می‎دارند. گروهی از آنان بر افریز غربی و شمالی، و گروهی دیگر بر افریز جنوبی حركت می‎كنند، و در افریز شرقی، هر دو گروه در برابر الاهه قرار می‎گیرند. الاهه نیز، با فخر و غرور، هدایا و بخشی از غنایم شهر خود را به زئوس و سایر خدایان اولمپی تقدیم می‎كند. سوارانی زیبا بر اسبانی زیباتر نشسته‎اند؛ صاحبدولتان بر گردونه‎ها جای گرفته‎اند، و تودة مردم دلشادند كه در ركاب آنان پیاده راه می‎سپردند؛ دوشیزگان خوبروی و پیران خاموش و آرام شاخة زیتون و سینی نان بر دست دارند؛ خدمتگزاران كوزه‎های شراب مقدس را بر دوش حمل می‎كنند؛ نوازندگان، با فلوتهای خود، نغماتی بیمرگ و بی‎آهنگ می‎نوازند. آدمیان و جانوران، در تاریخ جهان، بندرت با هنری چنین رنج‎‏آمیز تجلیل و تكریم شده‎اند. حجاران می‎توانستند در سنگی به قطر كمتر از شش سانتیمتر،‌ با سایه زدن و كنده‎كاری،‌ چان عمق و بعدی ایجاد كنند كه یك اسب، یا یك اسب سوار، در آن سوی اسب دیگر به نظر رسد، در حالی كه همة برآمدگی آنها از سطح به یك اندازه است چنین نقشه برجسته بدیع و بیمانندی را در محلی چنان بلند جای دادن شاید خطا باشد زیرا كسی نمی توانست به آسانی در آن به تامل پردازد و همه زیبایی و ظرافت آن را در یابد ، فیدیاس برای معذور داشتن خویش بدون شك چشمكی زده می گفت : چنان كرده ام تا خدایان آنها را ببینند . اما در آن هنگام كه وی پیكرتراشی می كرد زمان مرگ خدایان فرا رسیده بود .

 



[1] - آمازونها، بنابراساطیر یونان، طایفه‎ای از زنان جنگجو بودند كه مردان را در میان خود راه نمی‎دادند، و هرگاه پسری از ایشان به دنیا می‎آمد، یا كشته می‎شد و یا به نزد پدرش كه در قبایل مجاور زندگی می‎كرد فرستاده می‎شد. دختران این طایفه پستان راست خود را می‎سوزاندند تا به كشیدن كمان تواناتر شوند.

[2] - بنابرافسانه‎های یونان قدیم، آتنه از سر زئوس زائیده شد.

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :