تبلیغات
ketabmamnue - بزرگداشت روز 17 دی توسط روزنامه های دولتی

در مجلات و روزنامه های دولتی مرتب میهمانی هایی را كه برگزار می گردید و در آن زنان و مردان مشتركا حضور داشتند، معرفی و عكسهایی از زنان بی حجاب به چاپ می رساندند. تیتر روزنامه ها و مقالات اول آن، همه درباره كشف حجاب بود و اینكه در تهران رفع حجاب با سرعت زیادی پیشرفت دارد و یا  اینكه رفع حجاب عمومیت می یابد. 17دی 1315 سرمقاله های روزنامه ها بزرگداشت این روز و اینكه رفع حجاب در ایران از ضروریات بوده است و سبب پیشرفت و ترقی مردم ایران گردیده، اختصاص داشت. زنان كوشش می كنند هر چه بیشتر و هرچه زودتر حقوق از دست رفته خود را به دست بیاورند و جالب است كه در یكی از روزنامه ها می خوانیم : فروشگاهها و تجار و صاحبان مغازه ها و بوتیك ها در تهران تصمیم گرفته اند كه جنس به زنان با حجاب نفروشند. انجمن های زنان و گردهمایی ها برای احقاق حقوق از دست رفته گسترش می یابد.

برداشتن روسری از سر زنان توسط پلیس

امر داده شده بود كه از اول فروردین 1314 مردها كلاه شاپو به سر بگذارند و زنها بدون چادر از خانه خارج گردند ، زنها ابتدای امر ، وقتی از خانه خارج می شدند ، پیراهن های بلندی پوشیده ، روسری بر سر می نهادند .

... پلیس اجازه یافت روسری ها را با زور از سر زنان بردارد و اگر روسری ها دارای ارزشی بود ، به ادارة پلیس تحویل داده شود . درگیری میان زنان و پلیس تا مدتها ادامه داشت و نتیجتاً بسیاری از بانوان كه نمی خواستند به هیچوجه بدون حجاب خارج شوند تصمیم به ماندن در خانه گرفتند تا به تمام درگیریها خاتمه دهند ، برای عده ای ، این خانه ماندن تا رفتن رضاشاه از ایران ادامه داشت و عده ای رفت و آمد های خود را فقط در شب ها انجام می دادند و چه بسیار خانه هایی كه اجبارا اقدام به ساختن حمام نمودند كه زنان جهت حمام مجبور نشوند از خانه ها خارج گردند .

محمدرضا و كشف حجاب :

اقداماتی كه پدرم برای ترقی و پیشرفت معنوی بانوان بعمل می آورد ، طبعا با مخالفتهایی مواجه می گردید ولی با ان شهامت و دور اندیشی فطری كه داشت موانع را از پیش برداشته و راه را هموار می ساخت . چنانكه مثلا در سال 1307 كه مادرم به زیارت عتبه منورة حضرت معصومه علیها السلام به قم مشرف شه بود ، با وجود انكه خود و همراهانشان در نقاب بودند ولی باز چون چادرشان كمی كوتاه بود از طرف بعضی از متعصبین جاهل مورد طعن و توهین قرار گرفتند . به مجردیكه این خبر به تهران رسید ، پدرم با چند كامیون سرباز به ان شهر رفت و عامل آن اهانت را شخصا تنبیه فرمود .

پدرم بدوا به رفع حجاب زنان اقدام كرد و در اثر تشویق و تحریص وی در سال 1309 نخستین بار بعضی از بانوان طبقه اول در خانه های خود و مجالس مهمانی به لباس زنان اروپائی در آمدند و عدة كمی هم جرأت كرده بدون حجاب در خیابانها ظاهر شوند . در سال 1313 آموزگاران و دختران دانش آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زنانیكه حجاب داشتند راه نمی رفتند . بالاخره روز 17 ده 1314 پدرم با اعلام كشف حجاب قدم نهایی را در این راه برداشت و از مادر و خواهرانم خواست كه بدون حجاب همراه وی در یكی از جشنهای مهم رسمی كشور حاضر شوند . جشن مزبور به مناسبت اعطای دانشنامه به بانوانیكه از دانشسرا فارغ التحصیل شده بودند برگزار می شد و موقع بسیار مناسبی برای اعلام این تصمیم عمومی بود .

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :