تبلیغات
ketabmamnue - دین و مذهب در یونان

دین یونانی از آغاز مجموعه‎ای از مراسم جادویی بود. در دین یونانی، اجرای صحیحی تشریفات سنتی بیش از درستی و پاكی انسان اهمیت داشت، و خدایان آسمانی و زمینی یونانیان از لحاظ عفت و شرافت و نجابت سرمشقهایی عالی به انسان ندادند. حتی در اسرارالئوسی، اجرای مراسم، بزرگترین وسیلة رستگاری و رهایی از عذاب به شمار می‎رفت، و پاكی روحی و كرامت اخلاقی مطمح نظر نبود.

دین یونانی به مهمترین عناصر زندگی- مانند ولادت، ازدواج، خانواده، طایفه، و دولت جامة تقدس می‎پوشانید و آنها را از صورت امروز زودگذر دنیوی بیرون می‎آورد. بر اثر پرستش و بزرگداشت مردگان، میان مردم قرون متمادی رابطه و وحدتی عمیق برقرار می‎شد، و هر فرد خود را نه عضو یك خانوادة بلكه حلقه‎ای از زنجیرة انسانهای پیشین و اكنون و آینده می‎انگاشت. خانواده عاملی است برای بقای فرد در جریان نسلها. هر كس از لحاظ دینی موظف به همسرگیری و فرزندآوری است. كیست كه مرد بیفرزند را به خاك سپارد و به زیارت قر او رود و او را به آیندگان پیوند دهد؟ دین یونانی نه تنها مردم را به تولید مثل تشویق می‎كرد و باعث افزایش جمعیت می‎شود، بلكه، با تكیه بر حفظ استمرار نسلها، آنها را به حفظ نظام اجتماعی و دفاع از وطن برمی‎انگیخت. در هر شهر، خدا یا خدایان خاص آن شهر بیش از خدایان دیگر معزز بودند، و همة قوانین و سازمانهای گوناگونه جامعه در میان هاله‎ای دینی قرار داشت. براستی، دین، جامه را در برابر خودخواهی و سودجویی فرد چون سدی دفاعی درآورد.

در ‎آغاز، دین از ادب و هنر و فلسفه نیرو گرفت، ولی بعداً از آنها زیان دید. هنر فیدیاس به خدایان جلوه‎هایی زیبا و شكوهمند داد، و شعرهای پینداروس و سوفوكل واشیل به نوامیس دینی عمق اخلاقی بخشید. همچنین افلاطون و فیثاغورش فلسفه را با دین آمیختند و، با طرح مفهوم خلود، در پیشرفت اخلاق انسانی موثر افتادند. اما، در برابر اینان، پروتاگوراس دین را با دیدة تردید نگریست، ذیمقراطیس فایدة دین را انكار كرد، اوریپید خدایان را به ریشخند گرفت، و بر روی هم فلسفة یونانی دین را، كه مبنای اخلاق بود، به نابودی كشانید.

شیوه‎های عبادت یونانی هم مانند خدایان یونانی بسیار متنوع بود. یونانیان برای دفع شر خدایان زمینی به عبادت آنان می‎پرداختند، ولی خدایان آسمانی را صمیمانه پرستش می‎كردند. هیچ یك از عبادات به كاهن احتیاج نداشت؛ در خانواده، پدر نقش كاهن را داشت، و در دولت، حاكم اصلی. زندگی در یونان چندانكه گفته‎اند ناستوی نبود؛ دین در همه جا نقش اساسی بازی می‎كرد، و هر دولتی برای حفظ نظم اجتماعی و ثبات سیاسی خود از كیش رسمی حمایت می‎كرد. لیكن، برخلاف مصر و خاور نزدیك كه كاهنان بر دولت تلسط داشتند، در یونان دولت كاهنان را زیر سلطه خود داشت و رهبری مذهبی را عهده دار بود. كاهنان صرفاً به وظایف كم اهمیت در معابد رسیدگی می‎كردند. ادارة اموال معابد، یعنی زمین و پول و بردگان، در دست مأموران دولت بود و آنها به حسابها رسیدگی می‎كردند. كاهنان تربیت مخصوصی نمی‎دیدند.

میان كاهنان معبدها یا شهرها معمولاً رابطه‎ای وجود نداشت. در یونان، كلیسا و دیانت تعصب آمیز و خشكه مذهبی وجود نداشت؛ معنی دینداری صرفاً شركت در مراسم رسمی بود، نه اعتقاد به عقایدی خاص. مردم در عقاید خویش آزادی داشتند، مشروط بر اینكه علناً منكر خدای شهر نشوند و حرمت آنها را نگاه دارند. عملا، دین با دولت یكی نبود.

اجاق خانه، مانند آتشدان بزرگ شهر كه در میدان عمومی قرار داشت، محل عبادت بود. معابد و غارها و شكافهای زمین، كه مسكن خدایان زمینی محسوب می‎شدند، برای عبادت به كار می‎رفتند. یونانیان حریم معابد را مقدس می‎شمردند و بدان تجاوز نمی‎كردند. در آنجا مؤمنان گرد می‎آمدند، و تمام فراریان، حتی اگر مرتكب جنایتی خطیر هم شده بودند، می‎توانستند در امان باشند. یونیان معبد را خانة خدایان می‎شمردند، نه عبادت كنندگان، تندیس خدایان در معبد قرار داشت، و در برابر این تندیسها، آتش جاویدان شعله می‎كشید. بسیاری از مردم، تندیس خدا را خود خدام می‎دانستند و، از این رو، در شستن و پوشانیدن و رعایت حال آن اهتمام می‎ورزیدند. هنگامی كه خدا در تحقق خواسته‎های آنها اهمال می‎ورزید، او را سرزنش می‎كردند و بسا از سرسادگی چنین می‎پنداشتند كه تندیسها خدایان عرق می‎ریزند و می‎گریند و چشمان خود را می‎بندند. كاهنان، تاریخ وشرح اعیاد خدای اصلی معبد و سوابق خدا و حوادث مهم شهر را ثبت می‎كردند؛ این كار مبدأ و اولین شكل تاریخنگاری در یونان شد.

درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :